مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
48
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
تائيچيئوتها ، برادر ارشد و برادر اصغر ، به تو حسد ورزيدند ، [ به خاطر تو ] غمگين و نااميد گشتم . حال به زحمت مىتوانم به تو نگاه كنم » . اين را گفت و برتا اوجين را براى او آماده ساخت و به نزد وى آوردش . دايى ساچان [ دخترش را ] همراهى كرد [ و ] در طول راه ، زاويهء اورتاق جول « 1 » [ و ] كالوران « 2 » را دور زد . همسر [ دايى ساچان ] مادر برتا اوجين ، چوتان « 3 » ناميده مىشد . چوتان نيز همراه دختر بود [ و ] هنگامىكه خانوادهء تموچين در [ كنار ] رود سانگگور ، در كنار [ كوه ] گورالگو « 4 » اردو زده بودند ، او را [ به نزد ايشان ] آورد . 95 - پس از آنكه چوتان را [ به خانهء خود ] بازگردانيدند ، [ تموچين ] بالگوتاى را به دنبال بواورچو فرستاد و به وى پيغام داد كه : « پيوند دوستى ببنديم « 5 » » . بو اورچو به محض رسيدن بالگوتاى [ بدون اينكه ] به پدرش خبر دهد ، بر اسب كرند كمرباريك زينشدهاى سوار شد ، پيراهن پشمى آبى رنگش را تا كرد و روى آن گذاشت [ و ] به اتفاق بالگوتاى به آنجا رفت و پيوند دوستى بستند . اين بود چگونگى پيوند دوستى بستن [ آندو ] . 96 - [ تموچين و بستگانش ] از سانگگور قوروقن « 6 » كوچ كردند و در ساحل بورگى ، در سرچشمهء رود كالوران اردو زدند . [ برتا اوجين ] با خود پوستين قاقم سياهى آورده و گفته بود كه هديهء عروسى مادرش چوتان به پدرشوهر « 7 » تازه است « 8 » . تموچين ، قسار و بالگوتاى اين پوستين را همراه خود مىبردند . سابقا اونگ خان « 9 » از قوم كارائيت « 10 »
--> ( 1 ) - Urtaq - Jol ( 2 ) - Kaluran ، در جامع التواريخ كارولان آمده است ( م ) . ( 3 ) - Cotan ( 4 ) - Guralgu ( 5 ) - منظور اصطلاح « آندا » است ( م ) . ( 6 ) - Sanggur - qorogan ( 7 ) - رسم مغول چنين بود كه عروس به خانهء همسر خود جهيز مىآورد كه برحسب ثروت قبيلهء پدرش متفاوت بود . پدر و مادر عروس نيز به كسان داماد هدايايى مىدادند كه هريك اصطلاحات خاصى داشت . ( 8 ) - منظور پدرشوهر ، يسوگاى بهادر است كه در اين زمان در قيد حيات نبود ( م ) . ( 9 ) - Ong - qan ، رئيس ايل كرائيت يا كارائيت ( م ) . ( 10 ) - Karayit